باز دوباره و دوباره


از همون دوباره هایی که اولش ی تصمیم و تهش فراموشیه

از خودم گله دارم که نمیتونم سر قول و قرارم باشم

سر تصمیمایی که میگیرم نمیتونم وایسم

باز با همسرجان صحبت کردم از بی قراریهایم گفتم ..از دغدغه هایم و او هم صبورانه گوش داد و راه حل داد


ی دفتر تهیه کرده بودم تا توش بنویسم بایدها و نبایدها رو اما نیمه کاره یا همون اول کار رهاش کردم

اواسط سن و سالم یا اواسط عمرم تاااازه مثل ی دختر نوجوانی شدم که داره دوران بلوغ و بحران کسب هویتشو میگذرونه


مسخره س

احساس میکنم روح من داره دنبال ی هویت محکم و مستقل میگرده ..میخواد خودشو پیدا کنه



خدایا رهایم مکن

یا فاطمه الزهرا بانوجان به جان حسین عزیزت دستمو بگیر

روحمو آروم کن

منبع اصلی مطلب : بـــــانوی مـــردادی
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : دوباره و باز دوباره